به گزارش اطلاعات آنلاین، سینماداران در حالی پیشنهاد فروش بلیت برای تماشای مسابقات فوتبال را روی میز مسئولان سازمان سینمایی گذاشتهاند که گیشه سینماها با بحران کمسابقهای دستوپنجه نرم میکند. طبق آمار رسمی، تعداد تماشاگران در اردیبهشت جاری به کمتر از یکششم مدت مشابه در سال گذشته رسیده؛ و این یعنی آژیر قرمز ورشکستگی برای بسیاری از سالنهای خصوصی. از این رو بسیاری بر این باورند شاید قبول چنین درخواستی مرهمی باشد بر زخمهای سینماداران باشد.
البته چنین درخواستی بیسابقه نیست: جرقه این کار در اواخر دهه ۱۳۸۰ و اوایل دهه ۱۳۹۰ (بهویژه جام جهانی ۲۰۱۰ و ۲۰۱۴) زده شد. در جام جهانی ۲۰۱۸ و جام ملتهای آسیا نیز این طرح با فراز و نشیب، ممنوعیتهای مقطعی (مانند تفکیک جنسیتی یا مخالفت نیروی انتظامی) و سپس بازگشاییهای محدود اجرا شد. هر بار که فوتبال روی پرده رفت، گیشه به لطف شور و هیجان جمعی با انفجار فروش مواجه شد.
چنین اتفاقی منحصر به کشور ما نیست و در کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین، پخش مسابقات حساس (مانند فینال لیگ قهرمانان اروپا یا بازیهای کلیدی جام جهانی) در زنجیرههای بزرگ سینمایی مثل Odeon یا Vue یک مدل درآمدی تعریفشده است. با این حال، در خارج از ایران این کار معمولا به عنوان یک رویداد ویژه در کنار اکران عادی تعریف میشود، نه به عنوان راهکاری برای نجات سینما از نابودی.
شوک الکتریکی به پیکر نیمهجان گیشه
این طرح نیز مانند هر طرح دیگری موافقان و مخالفان خود را دارد. موافقان این طرح، فوتبال را تنها شوک الکتریکی ممکن بر پیکر نیمهجان گیشه میدانند و بر این باورند که در وضعیتی که افت شدید مخاطب، درآمدها را به یکسوم تقلیل داده، فروش بلیت از طریق فوتبال میتواند هزینههای جاری سالنها (حقوق پرسنل، برق و نگهداری تجهیزات) را تامین کند. اگر چه این کار شاید سینما را به عنوان یک هنر نجات ندهد، اما دستکم زیرساختهای فیزیکی آن را از خطر تعطیلی حفظ میکند.
از این گذشته برخی معتقدند که بخشی از بحران کنونی قهر تماشاگران به خود صاحبان فیلمهای پرمخاطب بر میگردد که حاضر نیستند در این شرایط حساس و شکننده آتشبس ریسک کنند و با وارد کردن فیلمهای خود به چرخه اکران، شانس خود را بسوزانند؛ از این رو فوتبال در این میان، شاید بتواند جور نبود فیلمهای جذاب را بکشد.
بحران هویت و فلج شدن چرخه اکران
مخالفان این طرح، نگاهی کلانتر و کیفیتر به ماجرا دارند و معتقدند سود مالی کوتاهمدت، تبعات سنگینی برای آینده سینما دارد. آنها بر این باورند که بزرگترین آسیب این طرح متوجه فیلمهایی است که مدتهاست در صف طولانی اکران منتظر خالی شدن سالنها هستند. در چنین موقعیتی وقتی سالنهای مدرن و اصلی سینما در ساعات پیک (غروب تا بامداد) به پخش فوتبال اختصاص یابند، ظرفیت ناچیزی که برای فیلمهای سینمایی باقی مانده بود نیز از بین میرود. این امر عملا چرخه طبیعی اکران را فلج میکند و سرخوردگی بیشتر فیلمسازان و تهیهکنندگان مستقل را به همراه دارد.
همچنین منتقدان فرهنگی معتقدند سالن سینما مکانی برای تماشای متمرکز، سکوت، اندیشه و تجربه هنری است. تبدیل این فضا به استادیوم فوتبال با رفتارهایی چون فریاد، بروز هیجانات تخلیهنشده و بوقهای ورزشی، با اتمسفر فرهنگی سینما در تضاد است. به باور بسیاری، این کار دون شأن سینماست و ذائقه مخاطب را از یک کالای فرهنگی عمیق به یک تفریح گذرا تغییر میدهد.
به هر روی با توجه به نگاه این دو طیف و درک دغدغههایشان بتوان گفت پخش مسابقات جام جهانی ۲۰۲۶ در سینماها را نمیتوان یک استراتژی فرهنگی دانست و باید این اقدام را صرفا یک اورژانس اقتصادی برای زنده نگه داشتن سالنداران تلقی کرد. زیرا درمان ریشهای بحران مخاطب در سینمای ایران، بازگرداندن تنوع به ژانرها، کاهش ممیزیهای سلیقهای، بهبود شرایط اقتصادی جامعه و تولید آثار باکیفیتی است که بتوانند مردم را دوباره با جادوی تصویر روی پرده نقرهای آشتی دهند، وگرنه تنفس مصنوعی فوتبال به سینما به تکل از پشت تبدیل خواهد شد.